روز های زندگی من
نهفته در بسیاری بهترینهای زندگی، یکی نیز چنین است باز، بياغاز‏
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: آنا خانوم - دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸

این روزا هر جا میریم و هر جا میشینیم بحث داغ انتخاباته.بحث بین سبز و سفید و قرمز.تو خیابون .تو مغازه.محل کار.هر جا که میرم نقل مجالس بحث انتخاباته.

من که رنگم سبزه.دلایل محکم خودمو دارم که شاید لزومی نداره این جا مطرحش کنم.نمیدونم شایدم حالشو ندارم.از بس با این و اون بحث کردم و سعی کردم اینو و اونو متقاعد کنم خسته شدم .

جمعه رفته بودیم کلکچال کوه نوردی.یه حس خوبی پیدا کردم وقتی یه عالمه دختر و پسر جوون رو دیدم که از ستاد آقای موسوی اومده بدند و در واقع پیاده روی طرفداران موسوی رو تشکیل داده بودن.خیلی ها هم بهشون ملحق شدند.ما هم همون جا مچ بند و یه عالمه پوستر گرفتیم و به ماشینومون هم پوستراشو چسبوندیم و جالب این جاست که وقتی توی ترافیک به ماشینی برخورد میکردیم که مثل خودمون بود فقط یه لبخند بینمون رد و بدل میشد.

و چه قدر برام عجیبه وقتی بعضی از افراد رو میبینم که هنوز رایشون رئیس جمهور قبلیه.منظورم افراد تحصیل کرده یا افرادی هست که تو شهرای بزرگ زندگی میکنن.چون همون طور که از فیلم تبلیغاتی این آقا مشخص بود ،آدمایی بهش رای میدن که تو محرومترین جاهای ایران زندگی میکنن.و واقعا 50 تومان و یه گونی سیب زمینی و یه اتاقی که واسشون ساخته میشه براشون ارزش داره و گره از مشکلشون باز میکنه.

ولی هر کسی که فقط یه ذره اهل فکر کردن باشه متوجه هست که اگه 4 سال دیگه این وضع ادامه پیدا کنه چی میشه.اگه فقط یه کم اخبارو تو این 4 سال دنبال کرده باشه.فقط یه کوچولو از اقتصاد سر در بیاره .و ......... متوجه میشه که این آقا هیچ چیزش به رئیس جمهور نمیخوره.

 

در کل حس و حال این روزا رو دوست دارم.جوی که مردم رو گرفته.هیجانی که تا اعلام نتایج وجود داره.یه جورایی یاد دوره آقای خاتمی میافتم که تو 4 سال دومش من دانشجو بودم.و یکی از دلایلی که میارم برای کسایی که رای نمیدن و میگن چه فرقی میکنه.همشون مثل همند!!!!!!! اینه که 8 آقای خاتمی با 4 سال این آقای .... غیر قابل مقایسه است.پس میبینین که فرق یکنه.پس در نتیجه رای دادن و شریک شدن تو تعیین سرنوشت مملکت در 4 سال آینده خیلی مهمه.

 

واقعا از صمیم قلب امیدوارم که اون که به صلاحه اتفاق بیافته که اگه این آقای فعلی رئیس جمهور بشه این مملکت دیگه جای موندن نیست.

و چه قدر دوست داشتم آقای خاتمی الان خودش کاندیدا بوداون وقت خیلی محکمتر میشد حرف زد و دفاع کرد.........

پ.ن:

راستشو بگم از اول بین کروبی و موسوی دو دل بودم.اما دیشب بعد از دیدن فیلم انتخاباتی کروبی به شدت دو دل شدم.انگار این آقا با تیم قوی که دور و بر خودش جمع کرده یه جورایی حرف دلمون رو میزنه.به نظرم خیلی شجاع اومد،هم خودش هم تیمش.اما مسئله این جاست که اقبال آقای موسوی واسه رای آوردن خیلی بیشتره و من نمیخوام به هیچ عنوان این شانسو به احمدی نژاد بدم که رئیس جمهور بشه............ نمیدونم والا یه کم گیجم.کممممک

آنا خانوم
من آنا هستم. متولد 63.سال 84 ازدواج کردم و 6 تیر 89 خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرد.این جا هم از روزمرگیهام و گاهی اوقات از درگیریهای ذهنم می نویسم....
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :