روز های زندگی من
نهفته در بسیاری بهترینهای زندگی، یکی نیز چنین است باز، بياغاز‏
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: آنا خانوم - دوشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٧

این جا ایران است در نتیجه وقتی برای گرفتن المثنی کارت ملی ات میری اداره ثبت با یه صف وحشتناک که سه دور پیچ خورده مواجه میشی!!!!

این جا ایران است در نتیجه هر آدمی که میرسه دور از جون شما مثل گاو سرشو میندازه پایین میزنه توی صف و تو باید حلق و گلوتو پاره کنی و تذکر بدی!!!!

این جا ایران است در نتیجه هیچ دلیلی وجود نداره که یه فکری پشت کاری که میخواد انجام بشه باشه و دلیلی نداره مثل خیلی از جاهای دنیا به تو شماره بدن و یه فضایی باشه که بشینی و از گرما و بوی عرق آقایون اطرافت خفه نشی!!!!

این جا ایران است در نتیجه وقتی میخوای بری بانک ملی پول واریز کنی با یه ساختمون در حال تعمیر ،پر از گرد و خاک و عمله و بنا مواجه میشی و فقط دو تا باجه برای رسیدگی به کار اون همه مردم و تو باید بازم توی صف طولانی بایستی!!!!!

این جا ایرانه و در نتیجه تو باید در حالی که خیلی ساده با یه مانتوی مشکی که اصلا چسبون نیست و شلوار جین و کتونی و یه آرایش خیلی ملیح با مقنعه!!!!!! زیر نگاه هرزه مردای کصافت تو خیابون له بشی.و به خودت شک کنی نکنه من لخت اومدم بیرون یا مانتوم ناجوره؟خلاصه اون قدر به خودت شک کنی که دم در شیشه رفلکس یه خونه وایسی و خودت رو برانداز کنی تا شکت بر طرف شه.

این جا ایرانه و در نتیجه وقتی با اعصاب داغون و خسته از این همه صف و دوندگی واسه یه کارت ملی میرسی خون و میخوای رو تخت زیر کولر بیفتی تا خنکت شه میبینی برقا رفته و تو کاری نمیتونی بکنی جز این که بگی ای سگ تو روحت آقای پرزیدنت.!!!!!

این جا ایرانه و با اون همه زیبایی و تمدن و هر چی که دیگه حفظیم از بس برامون گفتن تو فقط به این فکر میکنی که من باید برم.این جا دارم حیف میشم.من باید از این مملکت برم.و با هر کی حرف میزنی دم از رفتن میزنه!!!

متاسفم که این جا ایرانه.متاسفم......

آنا خانوم
من آنا هستم. متولد 63.سال 84 ازدواج کردم و 6 تیر 89 خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرد.این جا هم از روزمرگیهام و گاهی اوقات از درگیریهای ذهنم می نویسم....
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :