روز های زندگی من
نهفته در بسیاری بهترینهای زندگی، یکی نیز چنین است باز، بياغاز‏
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: آنا خانوم - یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧

 

بد جوری الان فضای کاری و شرکت روی رفتن و ادامه تحصیل و اینا می‌چرخه.جایی که من کار میکنن تقریبا همه فارغ التحصیل شریف و امیر کبیرند ومدیر کل شرکت هم خودش فوق کامپیوتر از شریف داره. این روزا نتایج فوق اومده و دو تا از همکارا قبول شدند.یکیشون دانشگاه اصفهان و یکیشون شریف.اونی که دانشگاه اصفهان قبول شده ناراحته .!!!!!یعنی خوشحال نیست.همین دانشگاه شریف می‌خواسته. و اون یکی هم که المپیادی بوده کلا.

حالا هم هنوز فوق نخونده بحث رفتنش به کاناداست.یکی دیگه از همکارا هم که فوق سخت افزار داره از امیر کبیر تا دو ماه دیگه میره کانادا.

خلاصه همه این جو و بحث ها باعث بشه که منم بد جوری هوس فوق خوندن بیفته تو کله ام .حالا رفتن خیلی مهم نیست.یعنی حد اقل تا دو سال بهش فک نمیکنم.

نمی‌دونم چه قدر می‌تونم رو حرفم وایسم و بخونم و یه دانشگاه معتبر قبول شم.اما می خوام تمام تلاشمو بکنم. می خوام اگه بشه از این دوستام جزوه های بچه های شریفو بگیرم .و شروع کنم.

نمیدونم چه قدر اعتقاد دارین.اما به نظر من جو اون جایی که درس می خونین و کار می کنین توی پیشرفت شما خیلی تاثیر میگذاره .و بهتون انرژی میده.

الان در همین لحظه که دارم اینو مینویسم بد جوری تو اتاقمون بحث کانادا و آمریکا و GRE هست و دیگه همین الانه که از شدت جو گیری همین الان پاشم بیام کانادا!!!!!!!!!!!!

خلاصه اینو نوشتم که خودم یادم باشه که اگه بخوام با همین ساعت کاری زیاد و با کلاس زبان رفتن و کارای خونه بازم اگه بخوام می تونم فوق هم بخونم!!!!!!من خیلی پر روام!!نه؟؟

و یادم باشه زبان یکی از مهمترین ابزار موفقیتمه و باید با انرژی برم تا تافل.باید

و می دونم که من می تونم  می تونم. می تونم......فقط باید از 100% انرژی ام استفاده کنم.نه مثل همیشه از 40% انرژی ام.

فعلا

ماچ

 

آنا خانوم
من آنا هستم. متولد 63.سال 84 ازدواج کردم و 6 تیر 89 خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرد.این جا هم از روزمرگیهام و گاهی اوقات از درگیریهای ذهنم می نویسم....
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :