روز های زندگی من
نهفته در بسیاری بهترینهای زندگی، یکی نیز چنین است باز، بياغاز‏
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: آنا خانوم - شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧

بعضی روزا همه چی دست به دست هم بدن تا دلت بگیره.البته دل گرفتگی نه از نوعی که بخوای بمیری.یا از زندگی ناامید باشی.از یه نوع خاص دلتنگی که انگار یه چیز سر قلبت سنگینه.Rolling Eyes

همین که الان صبح شنبه است.خودش یه عامله!!!!.این که هوا این قدر ابریه و وقتی که دارم پیاده می آم سر کار یه هو یه نم بارون خوشگل بزنه.بعدشم بیام هدفون بزارم تو گوشم و یه سری آهنگ های شادمهر که باهاشون یه سری خاطرات خاص دارم.حالا کدوم آهنگ ها.فک کنید از سری آهنگ های کاست دهاتی.!!!!!!!!!!!منم بعضی وقتا خل می شم کلا.Walking Home Crying

***************************************************

دیشب قبل از این که بخوابم خیلی حرص خوردم از دست یه آدم عوضی.Grrrکه قبلا یه چیزایی این جا ازش نوشتم اما واقعا حالشو نداشتم بقیه شو بنیویسم.سر یه فرصت مناسب قضیه اشو مینویسم چون خداییش به راهنمایی نیاز دارم.

***************************************************

امروز شنبه است.روز اول هفته.همیشه اولین ها یه جورایی بهم انرژی میدادن.اول سال.اول هفته .اول ماه.یعنی انگار میتونی دوباره شروع کنی.بعضی چیزا از هفته قبل برام خط خطی اند.درست انجامشون ندادن.

یا این که واقعا دوست دارم بعضی از عادتای غلطی که دارم و همیشه انجامشون میدم.این هفته بذارم کنار یا مثلا یه سری کارای عقب مونده که باید انجام میدادم.مثل چند تا نوبت دکتر.

این که به خودم برسم.بعضی وقتا بد جور از خودم غافل میشم.یادم میره که الان دارم از نیروی جوونیم استفاده می کنم.این که کمتر بخورم اما غذاهای پر انرژی چون بعضی وقتا واقعا کم میارم.خلاصه می دونم که اگه بخوام درست زندگی کنم باید یه آدم سالم باشم.احتمالا پیش یه دکتر تغذیه هم میرم.

خلاصه میخوام این هفته اون جوری که فکر میکنم درسته زندگی کنم.آخر هفته هم یه ازریابی از خودم داشته باشم.هم از کارم هم از زندگیم.اینا رو هم این جا نوشتم که یادم نره.Funny, Good, Happy, Emotion, Excited, Excite, Silly, Excitement, Hurray, Encouragement, Applause, Groovy, Fun, Great, Awesome, Teriffic, Good Job, Nice Job, Well Done, Best, Encouragement, Fan, Cheering, Success, Fantastic, Cheer

*****************************************************

5 شنبه رفتم خرید کلا عاشق خریدم.یه کیف خوشگل و یه سری چیزایی که نیاز داشتمو خریدم.شبشم کلا یه 22 نفری بودیم رفتیم دسته جمعی فیلم سه زن رو دیدیم.ولی من دیدنشو به کسی پیشنهاد نمیکنم.اما اگه کسی صرفا نفس سینما رفتن براش مهمه بد نیست.رفتیم سینما آزادی.سینمای با حالیه.بلاخره بعد از قرنی ساخته شد.ما هم تونستیم از دست اون سالن های خفه راحت شیم.اما فیلم سه زن کلا به نظرم خیلی بی سر وته بود.ولی سینما بهم خوش میگذره کلا.به شرط این که یه آدم عوضی نباشه که بخواد از شدت حسادت بهم بترکه و از خودش انرژی منفی ساطع کنه و بعدم پشت سرم حرف بزنه.Red Hot

***************************************************

دیروز صبحم رفتیم بهشت زهرا سر خاک خاله عزیزم.همییشه رفتم به بهشت زهرا تاثیر عجیبی روم می ذاره.یه هو بعضی چیزا برام بی معنی میشه وقتی به این فک میکنم که عاقبتم فقط با یه پارچه سفید این جاست.جدا که مرگ پدیده عجیبیه و بد نیست آدم بعضی وقتا یه نهیبی به خودش بزنه.هر چند که خیلی گذراست اما برای همون یه ساعت هم بد نیست آدم یادش بیاد........Ponder

 *************************************************

یه چیز دیگه هم این چند روزه ذهنمو درگیر کرده قضیه گلشیفته فراهانیه.البته درگیر که نه.اما برام خیلی این قضیه و اون عکس هایی که رو فرش قرمز گرفته جذاب بودن.همش میگم دمت گرم و ای ول به این جسارت.خداییش خیلی نازه و قیافه خاصی داره.جالبه که کارگردان فیلم مجموعه ای از دروغ ها از زیبایی خاص گلشیفته تعریف کرده و دی کاپریو هم از بازی قوی و فوق العاده اش.از همه جالبتر نوع لباسی بود که پوشیده توی عکس که حتی لباسش هم مورد توجه چند تا از مجله های معتبر مد آمریکا قرار گرفته.گر چه من دفعه اول که عکس رو دیدم از لباسش خوشم نیومد اما خوب مده دیگه.

خلاصه امیدوارم موفق بشه.بار خودشو بست حسابی.به نظر من که کارش میگره.چون هم خوشگله هم بازی قوی دارهWell Done

 

فعلاقلب

 

 

آنا خانوم
من آنا هستم. متولد 63.سال 84 ازدواج کردم و 6 تیر 89 خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرد.این جا هم از روزمرگیهام و گاهی اوقات از درگیریهای ذهنم می نویسم....
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :