روز های زندگی من
نهفته در بسیاری بهترینهای زندگی، یکی نیز چنین است باز، بياغاز‏
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: آنا خانوم - چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٧

الان بعد از خواندن یه علامه وبلاگ وباره جو گیر شدم.گفتم بنویسم تا ذهنم خالی بشه.بعضی وقتا میگم این همه بلاگ میخونم لینکشون کنم تا اونام منو لینک کنن دوباره وبلاگم خواننده داشته باشه با کامنت ااما بعد میگم ولش کن بذار برا دل ودم بنویسم.حالا شاید شروع به لینک کردن کردم.روزای خوبیه.خدا رو شکر.اما حداقل تا یه حدی یه سری از کارامو انجام دادم.هفته دیگه هم ایشالا امتحان گواهی نامه امو میدم.البته ٢ الا ٣ کیلو چاق شدم.خیلی ناراحتم چون بد چجاق میشم.البته خیلی میخورم.واقعا از هفته دیگه میرم اسممو مینویسم کلاس.نمیدونم کجا.درسم شروع نکردم به خوندن.این چند روزه مهمون داشتم.÷سر خاله.البته هنوزم دارم.الان رفته جایی مهمونی.دیشب رفتیم بام تهران.ولنجک.خیلی حال داد.بانجی جامپینگ هم دیدم.همون موقع یکی داشت میپرید هیجانش زیاده .آدمو به حال مرگ میبره.یه عالمه چیز میز خوردم.ولی دست آخر آیس پک شکلاتی خوردم نشستم روی یه سکو و به شهر که زیر پام بود نگاه کردم .خیلی لذت بردم.خدا رو شکر که این همه خوشبختی رو بهم داد.راسی آ. هم رفت .به سلامتی رسید انگلیس.آخ که چه قدر دوس دارم ما هم برا ادامه تحصیل یا مسافرت بریم.امروزم که همش خونه بودم.کار خاصی نکردم.این روزا خیلی میخوابم.میدونم که خواب خودش عامل چاقیه.حالا که آ.  رفته م. خیلی تنها شده .مامان خیلی سفارششو بهم کرد.نباد یادم بره.کاش این دوتا بهم برسن.امشب پ.برداشته مهمون دعوت کرده ما رو دعوت نکرده.آخه این بشر چه قدر کو چیک مغزه.

همین الان یه تصمیم دیگه هم گرفتم .این که هر وقت میخوام غیبت کنم بیام این جا بنویسم تا دلم خالی بشه.این قدر پشت سر ان واون حرف نزنم تا دچار اشتباه قضاوت کردن هم نشم.تولد شوهر نزدیکه نمیدون چی بخرم.باید یه سری چیزای مورد استفاده اش بخرم.با ۴٠ تومان آخه کمه.]خ که چه قدر دلم میخواست امسال سر کار بودم و با حقوق خودم واسش کادو میخریدم یه گوشی یا دوربین یا ریش تراش.عیب نداره حالا سال دیگه ایشالا.من میتونم.فقط زبانمو باید تا ته برم.این نباد یادم بره.

خدایا شکرت و به امید روزای بهتر

 

آنا خانوم
من آنا هستم. متولد 63.سال 84 ازدواج کردم و 6 تیر 89 خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرد.این جا هم از روزمرگیهام و گاهی اوقات از درگیریهای ذهنم می نویسم....
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :