روز های زندگی من
نهفته در بسیاری بهترینهای زندگی، یکی نیز چنین است باز، بياغاز‏
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
76
نویسنده: آنا خانوم - شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧

خوب به سلامتی امروز روز اول کاری هست.و بر عکس هفته پیش حس بدی نسبت به این روز ندارم.نمیدونم شاید بر میگرده به روحیه ام.دو تا تغییر تو این هفته برام پیش اومده .یکی این که اتاق محل کارمو عوض کردم و اومدم تو این یکی اتاق.یکی این که دیروز کلا دکوراسیون خونمونو عوض کردیم.هر دو تاش بهم حال داده.محل کار که این اتاقه که اومدم خوب یه حسنایی داره.یکی این که میزم جلوی پنجره است.و پشت به در.و البته خیلی تو دید.خوب اینم خودش یه حسنی داره.چون باعث میشه وقتی پرتی ام به حداقل برسه.بعدشم از اون یکی همکارم که خیلی با هم حرف میزدیم جدا شدم.و این خودش خوبه.چون جو داشت یه جور بدی پیش میرفت.

خونمون هم که خوب میدونید هر تغییر دکوراسیونی خودش کلی به آدم روحیه میده.حالا چه برسه که کلا همه چیز جا به جا بشه.یه جوری چیدیم که جامون کلی باز شده.خیلی حال داده بهمون.

و یکی دیگه از دلایلی که حالم خوبه امروز اینه که 5 شنبه رفتیم شهر کتاب و کتاب خریدم.واقعا کتاب مثل یه خوراک واسه مغزم .یه مدتی که کتاب خوندنم ول میشه.حس بدی دارم.کتاب کافه پیانو رو بلاخره خریدم.از دیروز که شروعش کردم فقط 10 صفحه اش مونده.ازش خوشم اوده.خیلی برام جذاب و ملموس بود.یه کتاب دیگه هم خریدم موفقیت در 20 روز.از آنتونی رابینز.که واسه هر روزتون یه راهکار داره و ادعا میکنه بعد از 20 روز که این کتابو میخونین تغییرات شگرفی در خودتون حس میکنید.هنوز اونو شروع نکردم.اما مطمئنم روم تاثیر میگذاره.چون اصولا کتابای این جوری خیلی روم تاثیر میذاره.

دیشبم یه عالمه سالاد اولویه درست کردم.که تو هفته هر وقت غذا نداشتیم یا من حال نداشتم غذا درست کنم اولویه بدم به خورد شوهر گرامی!!!!!!!!!!!!!!!! ولی باورتون نمیشه همین اولویه درست کردن دیشب هم کلی بهم حال داد.

دارم سعی میکنم به سوی اهدافم پیش برم.و یه سری عادتای غلطو کنار بذارم.میدونم که میتونم.

 

خدا جونم شکرت به خاطر همه چیزای خوبی که بهم دادی.

آنا خانوم
من آنا هستم. متولد 63.سال 84 ازدواج کردم و 6 تیر 89 خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرد.این جا هم از روزمرگیهام و گاهی اوقات از درگیریهای ذهنم می نویسم....
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :