روز های زندگی من
نهفته در بسیاری بهترینهای زندگی، یکی نیز چنین است باز، بياغاز‏
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: آنا خانوم - شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸

خوب سلام به همگی.باورم نمیشه دیگه تعطیلات تموم شد.کلا من تو این تعطیلات همه چی رو تعطیل کردم.حتی بلاگمو.فقط تفریح کردم وخوش گذروندم.امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.یه دو هفته ای کلا سراغ کامپیوتر و اینترنت نرفتم.البته راستشو بخواین وقتم نکردم.چون کلا برنامه هام فشرده بود.برنامه تفریحی رو میگم!!!!!!!!!!!

از 28 ظهر دیگه رفتم خونه تا امروز.که لحظه لحظه اش واسم لذت بخش و شیرین بوده. صبح 5 شنبه راه افتادیم به سمت اصفهان.سال تحویل رو پیش مامان بابا بودم.عیدی دادیم و عیدی گرفتیم.صبح روز دوم هم راه افتادیم به سمت استان لرستان.یه سفر 4 روزه بی نظیر داشتیم.واقعا طبیعتش زیبا بود.مراتع و دشتهای فوق العاده و آبشارهایی که نظیرشو تا به حال ندیده بودم. بهتون پیشنهاد میکنم حتما سمت خرم آباد و لرستان برین. عکساش الان پیشم نیست.به محض این که بتونم چند تا عکس میذارم که ببینین من بیراه نمیگم.واقعا اسم خرم آباد شایسته اشه.

بعدشم برگشتیم اصفهان.دید و بازدید و مهمونی.چند تا جا هم اصفهان رفتیم. و 13 به در هم توی باغ پدربزرگم مثل هر سال کلی خوش گذشت و دیروز بلاخره برگشتیم.دیروز بعد از ظهر رسیدیم.هنوز چمدونمو باز نکردم و وسایلمو نشستم.

فقط تراژدی قضیه این بود که بابام کمر درد و پا درد شدید داشت و دکتر متخصص هم نبود که بره پیشش و تازه از امروز باید بیا فته دنبال درمان کمر دردش.برای پدر عزیزم دعا کنید.

 

امروز صبح هم کلی صبح دلگیری بود.هوا ابرای و بعد از 2 هفته تعطیلی بخوای بیای سر کار.دلم خیلی گرفته بود.با بغض اومدم .اصلا نمیدونشتم چی به چیه .پشت میزم که نشستم انگار گیج بودم. الان بهترم. فک میکنم امسال سال کاره.چون تعطیلی توش خیلی کمه.!!!!!!!!!! تا اواسط تیر که اصلا تعطیلی نداریم.

منم توی این سال جدید شرایط کاریم عوض شده.یه جورایی مسئول یکی از بخشای شرکت شدم که خودم باید سر و سامونش بدم.یه نیرو هم زیر دستمه. البته در حال حاظر پروژه خاصی تو دستم نیست.اما باید بشینم برنامه ریزی کنم واسه کارم. واسه زندیگم.واسه اهدافی که امسال میخوام بهشون برسم. چون اهدافم که یه جورایی معلومه.ادامه تحصیل و زبان و ورزش و سلامتی  و کار و کار و کار.فقط همه اینا در کنار هم تلاش مضاعف و فوق العاده ای رو می طلبه. دلم میخواد واقعا دیگه نمازام هم قضا نشه.چون واسه من که یه جوارایی نماز خوندن انرژی مثبت و نظم تو زندگیمو به همراه داره سوای همه حرفای مذهبی و معنوی!!!!!!!

 

امیدوارم که امسال به همه خواسته هام برسم مخصوصا یکیشون که تقریبا برام یه آرزو که اگه بشه چی میشه.

 

برای شما دوستای عزیزم هم همین طور.ایشالا که سال پر از موفقیتی باشه.

 

خوب دیگه پیش به سوی کار و زندگش با کلی انرژی....

 

آنا خانوم
من آنا هستم. متولد 63.سال 84 ازدواج کردم و 6 تیر 89 خدا یه فرشته کوچولو بهمون هدیه کرد.این جا هم از روزمرگیهام و گاهی اوقات از درگیریهای ذهنم می نویسم....
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :