206.

ساعت 2  نصفه شبه و من میخواستم برم بخوابم اما یه هو دلم خواست یه کم بنویسم بعد برم بخوابم.

امشب شام ایرانی رو خریدم.و با خواهرم و امیر دیدیم و کلی خندیدیم..مرسی آقای بیرنگ.و این که رامبد جوان چه قدر بانمکه.... و کلا فان خوبیه واسه یه ساعت.که دارین خودتون شام میخورین و دور همین اینو هم ببینین.مخصوصا این که خواهر به پسر سروش صحت  ویولن یاد میده و خونشون میره و الان برای اون از همه جذابتر بود.

امتحان فوق رو دادم.در حدی که خونده بودم بدک نبود.اما این هفته باید کار شرکت رو تمام کنم تا گندش بیشتر از درنیومده.

اما اندر احوالات بچه داری که واقعا با تمام سختیهاش و دست تنها بودن من می ارزه و پسرم روز به روز شیرین تر میشه.تاب تاب عباسی میخونه "تاب تا ابابا" بعد ریتمشو میزنه.بهش میگم دودو میگه "چی""چی" .وقتی صدای آسانسور میاد میگه "بابا" و میدوه پشت در.منتظر  تا باباش بیاد.اما نمیدونم چرا مامان رو نمیگه.کلا منظورشو میفهمونه اما سعی نمیکنه حرف بزنه.واسه هر چیزی میگه "ام گو مثلا اگه بخواد واسش آهنگ بزارم تو موبایل میاد دستمو میگیره و موبایلو میزاره تو دستم و میگه "ام".امشب این قدر با این آهنگ آخر "شام ایرانی"رقصید و تاب خورد که سرش گیج  رفت و خورد زمین ولبش زخم شد و ما برای آروم کردنش مجبور شدیم ببریمش حموم و آب بازی!!!!!گاوچران

اما خوب با اسباب بازیهاش خیلی کم سرگرم میشه.و بیشتر دوس داره براش سی دی بزارمومخصوصا baby jenius,  رو دوس داره و یه مدتی سرگرم میشه تا من کارهامو بکنم.

خیلی خنده دار دندون در میاره.از پایین دو  تا دندون داره فقط!!!!!!!و از بالا دندونهای کرسی رو هم درآورد.هیپنوتیزم

اما من همچنان دارم مهدکودک گذاشتنش رو به تاخیر میندازم.و همش به این فکر میکنم که این یه دوره از زندگیم که ممکنه کلا 2 سال طول بکشه باید وقتی بهش برمیگردم ببینم چی کار کردم.یکیش شنام بود که دارم تقریبا تکمیلش میکنم.یکیش فوق بود که ببینم چی میشه؟یکیش هم ILTSE.که میخوام واسش شروع کنم که شاید وقتی کار رو شروع کردم نتونم.و یکیش هم در رابطه با رشته ام که باید  یه مدرک مربیگری بگیرم.

خوب دیگه میخوام برم بخوابم تا پسرک احضارم نکرده..خمیازه

 

/ 0 نظر / 13 بازدید