181.

-    خیلی وقتا اومدم بنویسم.اما حس و حال نبود.فقط میرفتم وبلاگ میخوندم.این همیشه برام یه کار لذت بخش بوده.د.سش داشتم.اما مثل همیشه به این نتیجه رسیدم که باید همین جوری نوشت.آدم وقتی روزانه مینویسه خیلی نباید فک کنه.......حرف دلشو بنویسه...

-    این روزا آروم و با یه ریتم کند میگذرن.بیشتر مشغول سپهرم و کارای خونه و آشپزی و خلاصه شدک خانوم خونه.البته فردا مصاحبه دارم واسه زبان.میخوام اگه خدا بخواد بلاخره تمومش کنم.

-    ماه رمضان دوست داشتنی هم اومد.البته من  که امسالم معافم.اما خوب سحرا بیدار میشم و برای امیر سحری آماده میکنم.من عاشق سحرای ماه رمضونم.میخواستم هر از چند گاهی بگیرم.اما همه گفتن شیرت خشک میشه یه هو!!!!!!!!!! خداییش سپهر هم تو شیر خوردن کم نمیذاره و از شب تا صبح منو ول نمیکنه.با این که 1 سالو رد کرده اما شیر خوردنش چندان فرقی نکرده.البته بیشتر حس میکنم جنبه روحی و آامش واسش داره.چون همه چی دیگه بهش میدم.یعنی سفره خانواده دیگه..

-    پسرک هنوز دندون در نیاورده!!!!!! و این شده دغدغه این روزای من.دو تا پزشک خیلی عالی بردمش که هر دو تاشون بهم خندیدن و گفتن باید صبر کنی.البته جفتشون گفتن تا پایان 15 ماهگی باید صبر کنی و بعد دوباره بیارش.خواهشا اگه کسی این جا رو میخونه و تجربه ای در این مورد داره بهم بگه یا راهنمایی بکنه که باید واقعا چی کار کنم.ممنونتون میشم.از بس تو اینترنت سرچ کردم در موردش دیوانه شدم.میدونم بلاخره در میاره.اما خوب حرفای اطرافیان هم دیگه دیوونه ام کرده. ....نمیدونم والا.

-    این روزا وقتی میخوام پسرکو شیر بدم یه پشتی میارم جلوی تلویزیون و دراز کش و میزنم mbc Persia.به نظرم کیفیت فیلماش بهتره شده و مثل قبل خیلی فیلم هی چرت پخش نمیکنه.بعضی وقتا هم فیلمهای تاپ ایرانی رو پخش میکنه.مثلا الان داره لیلا رو میده.که هنوز هم بعد از این که برای بار nام دارم میبینم یه حالی بهم دست میده.ناخودآگاه خودمو میذارم جای لیلا.......اگه من بودم چی کار میکردم....

-    از دیشب هم یه پازل 1000 تیکه خیلی سخت پهن کردیم رو میز.من و امیر.تصمیم گرفتیم درستش کنیم و قابش کنیم و کادوش کنیم به یه نفر.ولی خداییش خیلی سخته..اما سرگرمی فکری فوق العاده ایه.

فعلا...........

/ 0 نظر / 12 بازدید