TODAY

امروز صبح در حالی از خواب بیدار شدم که کلی کار داشتم و نمیدونستم میرسم به همشون یا نه.ولی خوب شانس باهام یار بود و سپهر خوابید تا 11 و من تا اون موقع یه کم آشپزخونه رو تمیز کردم و درسی که میخواستم امروز آموزشگاه تدریس کنم رو یه مروری کردم تا شازده بیدار شد و مشغول کارهاش شدم و در همین بین سفارش تم تولد رو تمام کردم و قرار شد تا 3 برام بفرسته.دیگه تا 3 خونه روکامل تمیز کردم.حتی سرویش بهداشتی رو هم شستم برای اولین بار!!!!!!!!

تا این که تم تولد پسرک رسید.قراره پسرم امسال pooh بشه.نیشخند.خیلی خوشگل شده.سفارش دادم واسم درست کردن و فرستادن.خیلی با نمک شده.حتی جورابش هم pooh ست کردم.بعد از تولد عکسهاشو میزارم.البته با رمز برای دوستانی که میخوان.چشمک

بعدش هم که کلی ذوق کردم با پسرک کلی کلنجار رفتم تا خوابیدتا این که عمه مهربونش رسید.قرار بود امروز پیش پسرک باشه تا من برم آموزشگاه.وخیلی خوب و ارحت نیم ساعته رسیدم و اومدم طبق معمول پارک کنم که کردم ولی خواستم بچسبونم به جدول که ای داد بیداد ماشین افتاد تو جوی بقل جدولگریهیعنی میخواستم خودمو بکشم همون موقع زنگ زدم به امیر و بهش گفتم چی شده.اونم طبق معمول عالی برخورد کرد و گفت نگران نباش ماشینو قفل کن و بروبه کلاست برس من میام اونجا.دیگه من  این شکلی بودمقلبقلب.

تا این که بعد از کلاس امیر اومد و با یه آقایی که انگار از آسمون فرستاده شد و گفت این کار هر روز منهنیشخند.ماشینو درآوردن و الان هم که خونه هستم و منتظر مهمونای عزیزی که قراره بیان یعنی مامان و بابا و یکی از خاله هام.

امیدوارم تولد pooh کوچولوم خوب خوب پیش بره

/ 0 نظر / 5 بازدید