غر

دلم میخواد یه عالمه غر بزنم.و هیچ جایی بهتر از این جا پیدا نکردم.چون با امیر که یه دعوای کوچولو کردیم و نمیخوام بهش زنگ بزنمعصبانی..به مامانم و خواهرم و بقیه هم کلا هیچ وقت غر عر هامونمیگم.برا همین فک میکنن همیشه همه چی آرومه و من چه قدر خوشبختمدروغگو.

الان 3 روزه که گلوم چرک کرده و هر شب میرم یه پنیسلین میزنم.اما کلا آدمی نیستم که خودمو بندازم.این جوری بزرگ شدم و عادت دارم.برای همین هم امیر عادت کرده به این جوری و کلا ناز کشی تو زندگیمون بی معنا استخیال باطل.و برای شوهر من همین کافیه که حال عمومی ام خوبه!!!!!!!!!!!تب ندارم و غذاش حاضره و همه چی واسش روبراهه فقط هر شب واقعا خسته نباشه، منو میبره آمپول بزنم!!!!!!دیشب هم دید چراغ بنزین روشنه گفتم بنزین بزن.دید صف پمپ بنزین طولانیه.گفت صبح زود میرم.منم هی بهش گفتم بریا.من فردا با ماشین کار دارم..گفت حتما میرم.6 صبح میرم.بعد تا 8 که خوابیده.!!!!!بیدار شده که وای دیرم شد و کار دارم و از کارام افتادم و 10 جلسه دارم و....به هر حال ماشینو برداشته رفته بنزین بزنه.دو دقیقه ای برگشته که صف بود و شلوغ نمیرسم!!!!!عصبانی.منم گفتم خوب واسه چی صبح زود پانشدی ؟؟؟؟که ای وای شروع کرد که باید به کارفرما ها جواب بدم تو خونه هم به تو؟؟؟؟!!!!!!!!!بیتربیت.آخه این جوابه به من میده.انگار من فقط در حال بخور بخواب و استراحتمنگران

منم خودم ماشینو برداشتم و با سپهر  زدم بیرون.رفتم تو صف وایسادم.بنزین زدم و بعد این پسره روبردم خانه بازی قرار بود عکاس بیاد.که این قدر این پسره غر زد و گریه کرد که نزدیک بود بزنم لهش کنم .عکس هم هر کاریش کردم ننشست بگیره.یعنی لجبازیه که خدا میدونهچشم

الان اومدم خونه اصلا حوصله ندارم.خونه رو هم که هر روز این پسره منفجر میکنه.هر ساعت که میز تلویزیون رو پاک کنم.فایده نداره.

یعنی دلم میخواد دو روز فقط واسه خودم باشم.هیچ کس نباشه تنهای تنها.این پسره با باباش برن یه جایی دو روز نباشن.منم حالم سر جاش میاد.بعضی وقتا بد جور دلم بیخیالی دوران مجردی ام رومیخواد.بی مسئولیتی اون روزا.......گریه

/ 0 نظر / 5 بازدید