امسال با خودم گفتم میخوام تا لحظه تحویل سال عالی باشم.هیچی نمیتونه منو ناراحت کنه.اما امروز پسرک تب کرد.البته خودم یه هفته ای هست مریضم و امروز دکتر بهم آزیترومایسین داد.و پسرک تب کرد و ما دکتر بودیم.گفت ویروسه.تا آخر هفته دستت بنده!!!اما خوب بازم سعی کردم نسبت به دفعه های قبل کمتر پریشون بشم.در راه برگشت از همسر خواهش کردم بایسته و من رفتم یه سنبل بنفش خوشگل و یه سبزه ماش خیلی خوشگل خریدم.(سبزه خودم این قدر بد شد رفت تو سطل آشغال)!!!!شیرینی هم خریدم و تو ماشین خوردیم چسبید.

اما خوب رسیدیم خونه شیاف گذاشتم واسه پسره.بعد دیدم رو دستش و پشت گوشش دو تا دونه قرمز کوچولو زده.حالم بده از اون موقع.نگران شدم.و از این که یادم رفت پوسته شدن لای انگشت پاش رو به دکتر نشون بدم هم از دست خودم عصبانیم.اما امیر میگه خوب فردا دوباره میبریمش!!تا خوب نشه اون ته تهای دل من غم هست خیلی.

مهمونی ام خیلی خوی بود.به همه خوش گذشت.گرچه خودم خیلی حال ندار بودم.اما خودمو ننداختم و کلی پذیرایی کردم!!!دیروز هم آرایشگاه بودم.موهامو آلبالویی میخواستم بکنم.اما بدون دکلره در نمیاومد.یه چیزی از قرمز شرابی پررنگ تر شد.اما وقتی اومدم خونه ریشه هام نگرفته بود.مشکی بود.سه شنبه میرم درستش کنم.میخوام ناخن هم کاشت کنم.امیدوارم پشیمون نشم!!!

و اما سال 92 برای من سال سلامتی خواهد بود.سال رسیدگی به خودم و ورزش در 365 روز سال.یعنی هیچ روزی من نباید بدون ورزش بگذرونم.حتی شده یه رب بپرم بالا پایین و برقصم.

سال پس انداز و انظباط مالی بیشتر خواهد بود.پس انداز به منظور سفر.فکر میکنم تا جوونیم باید دنیا رو ببینیم.از زر اندوزی تا حالا یه روز واسه مبادا به درد به خوره خوشم نمیاد.فکر میکنم آدمایی که زیاد سفر میرن بینش خیلی وسیعی دارن.دیدم این جور آدما رو زیاد..

سال مستقل کردن سپهر و فرستادنش به مهد و شروع کلاسهای آموزشی.فک میکنم 3 الگی تا 7 سالگی یه دوره طلایی برای هر کودکیه .که من هم باید در حد توانم واسه پسرم وقت بزارم.

سال ادامه تحصیل به طور جدی.به عنوان یه هدف خیلی مهم.فک میکنم هیچ بهونه ای امسال دیگه ندارم.

و از همه مهمتر سال شادی و لبخند...

 

/ 0 نظر / 18 بازدید