من فکر میکنم به شدت تو زندگیم نیاز به این دارم که همر روز خوراک انرژیهای مثبت داشته باشم.وگرنه از راه مستقیم شاد بودن سریع منحرف میشمابرو.واین خوراکها این روزا برام کتابهای خوب هستن.که بعضیهاشون رو خوندم ولی باز میکنم و یه جاهاییشو دوباره و دوباره میخونم.مثل کتاب "آخرین راز شاد زیستن" که یکی از بهترین کتابایی که تا به حال در این زمینه ها خوندم.

همین الان داشتم در مورد شکر گزاری میخوندم و باعث شد از صمیم قلب و خالصانه به خاطر همه چیزهایی که دارم خدای مهربون رو شکر کنم و ازش بخوام برام پاینده بداره این خوشبختی رو.

و این که گفته بود رو هیچ مشکلی تمرکز نکنید و رهاش کنید....اون وقته که خودتون هم رها میشین...و میبینین که کلی از انرژی های منفی رفتن.

دارم تمام تلاشمو میکنم که فقط خواننده نباشم و عامل باشم.به هر حال تغییر رویه زندگی و عادتهای غلط مشکله اما ممکن.و من میدونم "اغلب غیرممکنها اون چیزهایی هستند که براشون تلاشی نشده".

اولین جلسه شنا که در واقعا ترم 4 هستش و ادامه پروانه رو شروع کردم.و مثل همیشه میدونم که تاثیر خیلی عالی روی اندامم میزاره.برنج رو سعی میکنم کم بخورم اما میخوام قدم به قدم پیش برم.فعلا از مهمترین یعنی برنج شروع کردم.ظهرها 6 قاشق و شبا 4 قاشق.

ادامه کار پروژه شرکت رو باید تحویل بدم تا بتونم با خیال راحت زبان رو شروع کنم.

و در آخر:

هرگز فرصتی را برای شاد کردن دیگران از دست ندهید،

چرا که نخست خود شما از این کار سود میبرید!

حتی اگر هیچ کس نداند شما چه میکنید!جهان پیرامون شما خشنودتر خواهد شد.

و همه چیز برای شما آسان تر میشود.

در این جهانم و لحظه اکنون را میزیم

اگر کار خوبی هست که میتوانم انجام دهم، یا شادی هست که میتوانم به دیگران ببخشم،لطفا به من بگویید!

نگذارید آن را به تاخیر بیندازم،

یا از یاد ببرم،

چرا که هرگز این لحظه را دوباره نخواهم زیست!

"اشو"

/ 0 نظر / 9 بازدید