209

امسال به موقع وخوب کارهای خونه تکانی ام رو شروع کردم.و الان که 2 هفته به عید مانده کارهام تمام شدن.در و دیوار و کف و آشپزخانه و ....کلا همه جا را تکاندیم.از همه مهمتر کابینتهای آشپزخانه بود که تمام شد.البته با وجود یه وروجک باید هر روز دستمال و جارو دستم باشه و همه جا رو هی تمیز کنم.حتی شیشه ای که برق افتاده و در یک چشم بر هم زدن با دستی  که یک موز له شده در آن است به یک چیز افتضاحی تبدیل میشد و من دوباره از نو پاکش میکنم.آخ

بعد که خانه تمیز میشود خوب آدم دلش میخواهد که برود ویه سری خرده ریز بخرد به خصوص از "خانه و آشپزخانه" بعد که میآیی خانه و هر چیز نویی که خریدی سر جایش میگذاری و ذوق میکنی.مخصوصا گلهایی که شکل شکوفه های بهاری هستند و وقتی گذاشتم در گلدان روی میز اپن انگار واقعا واقعا بهار آمده  در خانه.گرچه هوا هم واقعا بهاری شده ولی خوب با این برف یکهو رکب زد.اما اشکال ندارد دل من حسابی بهاری شده.بغل

پسرک چند تا کلمه جدید دیگر هم یاد گرفته :

"ابتاد (افتاد) " که خیلیییی ازش استفاده میکنه.هر چیزی که دستش میاد میندازه روی زمین و بعد با  یه حالت کشداری میگه "ابتاد" حتی وقتی خودش زمین میخوره بازم اینو میگه بدون این که گریه کنه.از 1 تا 3 رو میشمره.البته 1 رو ما باید بگیم وبعد اون با یک حالت با مزه ای میگه "دو""سه".و "خدا" بانمکترین کلمه ای که این جوجه یاد گرفته.که خیلییییی بامزه میگه.و اونم به خاطر اینه که من وقتی از دسش عصبانی میشدم میگفتم ای خدا  و این وروجک هم یاد گرفته..اما همچنان در تلاشم که مامان رو بگه ولی نمیگه.کلا هر کلمه ای رو که میخواد به ما بفهمون و نمیتونه میگه "دد".البته یه سری چیزهای نامفهمومی رو هم میگه که من اصلا نمیفهمم.نیشخند

و بدترین چیزی که میتونست یاد بگیره و یاد گرفت اینه که هرچیزی که بتونه واسه خودش پله میکنه وو از مبلها میره بالا.و کلا عشق بالا رفتن از پله است...گاوچران

فعلا..

/ 0 نظر / 5 بازدید