هوا؟؟؟

امروز از روزای کسالت و بی حوصلگی و خواب آلودگی من بود.البته بی ارتباط با این هوا هم نیست.واقعا دارم خفه میشم.امیر که مریض شده.سردرد و گلو درد.چون شرکتهای خصوصی که تعطیل نیستن.یعنی حداقل امیر این دو روز رو رفت و هر روزش با حال بدتر برگشت.منم که امروز سرفه و سردرد.خدا رو شکر هنوز این پسره هیچیش نشده.امیدوارم بارونه که منتظرشیم شروع بشه هر چه زودتر.

اما ظهر تصمیمی که از صبح تو سرم چرخ میزد رو عملی کردم مهمون دعوت کردم واسه شام!!!!مهمونایی که خیلی باهاشون خوش میگذره و خیلی میخندیم و شادیم دور هم.دیدم حالا که تو خونه حبس شدیم بهتره دور هم باشیم.شام هم واسشون لازانیا درست میکنم.که البته الان موادشو حاضر کردم و تا این پسره خوابه میخوام ظرفهامو بگیرم آماده.که بعدش وایستم به بشور بساب خونه.و آماده پذیرایی از مهمونام که میدونم عاشق لازانیاهای من هستن.زبانگاوچران

امیدوارم فردا آسمون تهران از این حالت غبار گرفته کثیف خاکستری دربیاد و مثل آبان ماه رویایی که کوهها و برف نوکشون رو از پنجره آشپزخونه ام میدیدم.دوباره ببینمدل شکسته

/ 0 نظر / 15 بازدید