هفته پیش 5 شنبه ما قرار بود بریم رامسر(هتل بام سبز)تخفیف خورده بود و من از بهمن رزرو کرده بودم و پول واریز کرده بودم.حتی 4 شنبه هم همه بارمو جمع کردم و واسه تو راه کتلت درست کردم.که بله 5 شنبه صبح که بیدارم شدیم دیدیم ای داد که چه برفی میاد!!!!با همه اینا از رو نرفتیم میخواستیم راه بیافتیم که من به امیر گفتم قطعا شمال از این جا سردتره بزار یه زنگ بزنم هتل ببینم چی میگه؟که بله گفت تله کابین که تعطیله و جاده هم برف سنگین زده بسته شده!!!!!!!!!!!!!یعنی من میخواستم خودمو بکشم.بد جوری خورده بود تو ذوقم.تا روز قبل هوا آنچنان ملس بود که من هی میگفتم وای ببین شمال چه خبره.اما خوب به هر حال کنسل شد و ما هم خونه نموندیم پاشدیم زدیم بیرون و یه خورده خرید کردم و سپهر هم بلاخره برف رو دید!!!!واقعا خیلی خوشگل بود.مثل کریسمس بود!!

از اول هفته هم واسه فردا شب مهمون دعوت کردم.شام. زرشک پلو با مرغ و بادمجون و سالاد و ژله و سبزی خوردن و ...و خلاصه صبح رفتم خریدا رو کردم و تا حالا هم مث یه خانوم خوب سبزی رو پاک کردم و پیاز داغ هم درست کردم و حالا نوبت بادمجونا ست که سرخ کنم و واسه فردا خیلی کار سرخ کردنی نزارم که بوی غذا ندم موقع رسیدن مهمونا.خیلی مهمونی دادن رو دوس دارم.البته از اون بیشتر مهمونی رفتن:)

واسه عید برای اولین بار سبزه سبز کردم خیلی دراز شدهواون جوری هم که باید پر نشده.اما خوی به هر حال همینو میزارم سر سفره هفت سین.سنبل هم هفته دیگه میخرم که تازه بمونه.

سال 91 خییییلی زود گذشت.زودتر هز همه سالهای دیگه.نمیدونم شاید آدم هر چی بزرگتر میشه این جوریه!!!!سال خوبی بود خدا رو شکر.من اول سال یه سری اهداف رو تو دفترم نوشتم و گفتم که میخوام بهشون برسم.و به 70 درصدشون رسیدم.اما امسال اهدافم رو مینویسم و با قاطعیت و با خط درشت اول دفترچه ام مینویسم من به در سال 92 به صد در صد اهدافم میرسم.به امید خدا

امیدوارم سال 92 اتفاقای خیلی خیلی خوب واسه هممون و وسه کشورمون بیافته.امیدورام خرداد خوبی در پیش رو داشت باشیم....

/ 0 نظر / 22 بازدید