-بلاخره اینترنتمون درست شد.البته فعلا.من که اطمینان ندالرم به این شرکته.اما در این لحظه سرعتش رویاییه.

-امروز سپهر رو بردم مهد و تصمیم گرفتم بزارمش واسه ناهار ببینم میمونه.رفتم اپی و بعدشم اومدم خونه.جالب بود که اصلا دست و دلم به کار نمیرفت.زنگ زدم مهد گفتم کی بیام دنبالش.گفتن میمونه اما لب له ناهار این جا نزده!!!!حدس زده بودم.من هم رفتم دنبالش.تا منو دید پرید تو بغلم.تو ماشین هم یه چیزایی از لغتای انگلیسی که یاد گرفتم بود میگفت و نصفه نیمه شعرشو میخوند.ذوق کردم حسابی.

-صبح رییسم بهم زنگ زد که قرارداد پروژه جدید اوده.کلی زوقیدم.باید کاراشو شروع کنم.البته گفت پیشنهادات جدید رو ثبت کن.احتمالا بازم قرار داد میبندن.

- چه قدر وضع پولی همه این روزا داغونه همچنین خود ما.هیچ وقت تا این حد بیپول نشده بودیمتعجب.شایدم من ولخرجی کردم.میتونستم یه سری خریدا رو نکنم.اما کلا همه چی بیرویه گرون شده.امیدوارم درس بشه...

 

/ 0 نظر / 24 بازدید