دیشب مهمونی بودیم.دیر اومدیم ومن یادم رفت قرص ضد تهوعم روبخورم و صبح همه صبحانه ام رو بالا آوردم.حالم اصلا خوب نبود.غذا نپختم و انچه گذشت رو میل کردیم.همسر هم دو تا اتاق  خوابها رو ریخته بیرون و داره جاهاشون رو عوض میکنه که جامون بازتر بشه.از اولش هم تغییرش اشتباه بود.تقصیر من بود.

منم یه حالی به لپ تاپم دادم.ویندوزعوض کردم و نرم افزارهای جدید و دارم یه آنتی ویرووس نصب میکنم که لایسنسش رو هم بخرم راحت بشم از دست اسن ویرووسها.

آخر هفته دیگه عروسی پس داییمه.یکی از پیراهنهای قبلیم تنم میره.البته اصلا ورم نکردم.یه کم شکمم اومده جلو.ولی هنوز معلوم معلوم نیست.خیلی حسشو ندارم.حنابندون هم داره .واسه پسرک هم باید لباس بخرم.آرایشگاه و .... کلی کار هم خودم دارم.آخر هفته هم مهمون.

تصمیم گرفتم ارشد پیام نور شرکت کنم.شاید برای من بهترین گزینه باشه اگه بخوام وقت رو از دست ندم.حالا ببینم چی میشه.

امیدوارم همه چی به خیر و خوشی بگذره....

/ 0 نظر / 24 بازدید