194

دلم گرفته.الان اصفهانم.5 شنبه پیش اومدم و  احساس میکردم به این سفر نیاز دارم.مامان اینا هم واسه اثاث کشی به کمک نیاز داشتن و بهتر بود می اومدیم.اما دیروز شاید یکی از بدنرین روزای زندگیم بود.تنها بودم توی خونه و بابا هم خواب بود.سپهر رو یه دقیقه گذاشتم توی پذیرایی و رفتم واسه سوپش به بیارم از توی بالکن وقت اومدم تو نمیدونم با چه سرعتی خودشو به فر داغ رسونده بود و دستشو چسبونده بود به فر ولی هنوز جیغش در نیوده بود .چون من سریع رسیدم و اصلا نفهمیدم چه جوری برش داشتم. اما الهی بمیرم از اون به بعد دقیقا تا رفتیم درمانگاه و دستشو پانسمان کردیم 2 ساعت بی وقفه گریه کرد ومن زبوئم و دهنم خشک شده بود و بغض توی گلوم مونده بودو بعد از 2 ساعت که بهش استامینوفن دادم و آروم شد من بی وقفه  گریه میکردم .و اشکم بند نمیومد کاملا بی اختیار چون استرس وحشتناکی بهم وارد شده بود.

اما دیگه آروم شده و با همون دست با نمک باند پیچی شده همه کاری هم میکنه.اما با دکتر متخصص تماس گرفتم و گفت به هیچ عنوان نباید تاولش رو بترکونی و باید مواظب باشی نترکه.چون احتمال عفونت میره.

امروز دستش باز کردم واسه تعویض باند و حالت تهوع بهم دست داد از بس تاول اون دست کوچولو وحشتناک بود.و من نمیدونم این پروسه چه قدر طول میکشه تا خوب بشه.و حالم خیلی بده.

دوس دارم زودتر سپهر بزرگ بشه و این قدر کوچولو و معصوم بیدفاع نباشه....

یه توضیح کوچولو هم بدم گرچه قبل هم گفتم .بعضی از پستهای رمز دار که میذارم یه چیزای خیلی خصوصی وهسن که میخوام فقط ثبت بشن یا شاید تروشات ذهن نا نظم من در اون لحظه....و من پسوورد اونو به کسی ندادم حتی همسرم.امیدوارم این جا هم به کسی بر نخوره

/ 0 نظر / 3 بازدید