حال روحیم یه مقادیری بهتره.از گریه ها خبری نیست.اما نهوع ادامه داره.بیحالی و تنبلب هم که نگو.

از دست خودم عصبانیم.من وقتی یا روزی که که احساس کنم کلی کار کردم رو روز خوبی میدونم و راضیم.اما این روزا بیشتر اوقات رو کاناپه ولو میشم و کنترل تلویزیون دستممه و این ور و اون ور میکنم کانالا رو.فیلمای مزخرف جم یا فیلمای تکراری تلویزیون.حالم از خودم به هم میخوره.دیشب قرصمو نخورم و میخواستم امروز صبح برم آزمایشگاه ناشتا آزمایش خونمو بدم.اما این قدر عق زدم که مجبور شدم یه چیز شیرین بخورم. و بازم نشد.اما عیب نداره فردا بمیرم و بمونم میرم.اینم یکی دیگه از تنبلیهام بوده که هی عقبش انداختم.

شرکت هم که تعطیل کردم.هفته ای یه روز.منتظر پروژه استاندارد جدید هستم.

رفتم کفش طبی خریدم.شلوار بارداری هم خریدم.اما یه مانتو نخی خنک میخوام از این مدلایی که از زیر سینه بند میخوره.از اینایی که توی دلش بازه دارم .به درد نمیخوره چون باید یه چیزپ بلند زیرش پوشید و احساس خفگی بهم دست میده.البته مانتوهای قبلیم هنوز اندازه است.ولی تنگه.گرمم میشه.

لباس بارداری هم تو خونه ای میخوام.از لباسای بارداری یا پیراهنای گشاد متنفرم.ترجیح میدم شکمم قلبمه معلوم باشه تا خودم مث دیو بشم توشون!!!!

فرنگی هم درست شد.60 تومن تو گلوش گیر کرده بود.

الان هم خونه ام.خونه ریخت و پاش و با یه عالمه گرد و خاک.ناهار هم نپختم.کلی کار هم دارم.

امیدوارم بچسبم به کارها و تنبلی رو کنار بزارم.خیلی زوده واسه افتادن تازه 2 ماهه.7 ماه دیگه رو چی کار کنم!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

به امید روزای بهتر

/ 0 نظر / 8 بازدید