دیشب فیلم خیلی قشنگ و البته غمگین Modigliani"" رو دیدم البته با اعمال شاقه. سپهر که کلا دیوانم کرد از بس غر زد.امیر هم حوصله فیلم دیدن نداشت که اونم یه جور دیگه دیوانم کرد!!!!!!!!تا اومدیم بخوابیم  1 شد    پدر و پسر خوابشون برد اما من که کلا دیر خوابم میبره یه صدای مرموز چیکه  آب هم داشت دیوانم میکرد اما نمیتونستم منبعشو پیدا کنم.پاشدم همه شیرا رو چک کردم دیدم خیر فایده نداره.خلاصه هر جوری برد خوابم برد.صبح امیر رفت سر کار اما من دوباره متوجه اون صدای  مرموز شدم که دیدم  ای داد بیداد سقف جلوی حمام نم داده و از بالا صدای آب میاد.حالا این همسایه بالای ما کلا مشکل دارن با هم زن و شوهر این قدر یه هو دعوا میکنن که ما میگیم الان هم دیگه رو میکشن.حالا من میخواستم برم با همچین آدمایی صحبت کنم.خلاصه رفتم بالا و به خانومه گفتم و گفتم شوهرتو بفرست پایین ببینه من چی میگم و جای نشت رو ببینه.نیم ساعتی گذشت و خبری نشد تا این که من دیدم یه هو اندازه یه قطره آب سقف  سوراخ شد.زنگ زدم به امیر و اونم خودشو از سر کار رسوند خونه.و خلاصه آقاهه رو کشید پایین و با کلی زنگ و این ور اون ور کردن فهمیدن لوله ترکیده.و باید ترکیدگی رو تشخیص بدن.اما خوب کلا گند زد تو اعصاب ما رفت.یعنی هیچی مثل تاسیسات خراب خونه نفرین رو واسه سازندش نمیخره.این ساختمون ما هر روز خونه یکی لوله میترکه.یعنی شمایی که داری خونه میسازی میدی دست مردم از خیر این شومینه گنده بیریخت پرخرج بگذر عوضش تاسیسات خونه رو مثل آدم کار کن و از پولش کم نزار که گند نزنی تو خونه زندگی آدم.والا به خدا.!!!!

ولی خوب وقتی فهمیدم ترکیدگی مال ونه ما نیست یه زره راحت شدم.البته هنوزم 100 در صد نیست.اما وقتی از بالا آب میده یعنی لوله اونا ترکیده.

در هر صورت و فارق از همه این درگیریها  یه قرمه سبزی خوشمزه درست کردم با سالاد شیرازی و منتظرم پدر و پسر رو که فرستادم سوپر خرید کنن برگردن و ناهار بخوریم.با هم 3 تایی  .یعنی این جای قضیه اش خوب بود که امیر مجبور شد امروز خونه بمونه.

فردا هم خواهرم پایان نامه اشه و  باید اجرا کنه.(رشته اش موسیقیه). و مامان امشب میرسه تا فردا با هم بریم اجرای خواهرک.امیدوارم که خوب از پسش بر بیاد.

/ 0 نظر / 18 بازدید