خوب دیگه تقریبا شمارش معکوس شروع شده.دیروز خیلی روز شلوغی بود.چهارشنبه کارگر تمیزکاریم نیومد.و همین کارام رو قاطی کرد.آرایشگرم هم نبود.بنابراین همش افتاد 5 شنبه.مامان اینا هم رسیدن.و مامان لباسش رو در نیاورده وایساد سر گاز.سوپ برام پخت وبرنج دم کرد!!ما هم کباب گرفتیم.ساعت 2 رفتم آرایشگاه.چون 5 هم باید میرفتم آتلیه!!!!!!!!!!آی این شوهرم فازمنفی داد واسه عکس گرفتن.خسته میشی.ونمیرسیم ودیر میشه.ولی به زور رفتیم.پسرک هم هرکاری کردم نیومد.!!موند پیش مامان وبابا.

آتلیه کلی خوش گذشت و همسر هم راضی بود.و منم خوشحال که این کار رو کردم.چون از بارداری سپهر عکس ندارم انچنان

البته که پسرک وخودم سرما خوردیم.آنتیبیتویک میخورم و به اونم باید از امروز بدم.

اما خدا رو شکر که مامان عزیزم اومد.امیدوارم خدا سالیان سالیان سایه اشو بالای سرمون نگه داره.دلم بهش گرمه.واین که دیگه نمیخوام کاری بکنم این چند روز.مخصوصا آشپزی.

یه سری خرده کار مونده که ایشالا این چند روزه انجام بشه.

امیدورام همه چی خوب خوب پیش بره

 

/ 0 نظر / 63 بازدید