دو بار نوشتم نشد پست  کنم.جمعه اجرای سپهر بود.کت شلوارشو پوشید وبا خوشحالی رفتیم.البته تب بر بهش دادم.ناهارم نخورد.اونجا اولش گریه کرد.دوست داشت بیاد پیش من.اما بعد آروم شد و اجرا کرد.خوب بود.البته خیلی شارپ نبود.استرس داشت.همش دوست داشت بیاد پیش من.اما به هر حال انجامش داد.سرما خورده.کم اشتها شده و لاغر.من همش باید غصه یه چیزی روبخورم.امادلم میخواد دیگه این قدر با استرس وناراحتی این بچه روبزرگ نکنم.کاش من آدم بشم.ا

دخترک خوبه.مث یه عروسک.امیدوارم این یکی درست غذا بخوره.و رو پسرم تاثیر بزاره.

هنوز خیلی از کارهام مونده.واسه خودم هیچی نخریدم.نمیدونم میرسم یا نه؟

آرایشگاه و عیدی و اینا هم مونده.اصلا نمیتونم از خونه برم بیرون.باید وسایل هفت سینم رو هم آماده کنم.امیدوارم به کارام برسم و پسرک هم حالش خوب بشه.

و با شادی وسلامتی سال رونو کنیم.

/ 0 نظر / 140 بازدید